نجم الدين ابو الرجاء قمى

153

تاريخ الوزراء ( فارسى )

حاجب تتار در يك سال كشته شدند . در احتشام و بزرگى آفت بسيار است . بيشتر بزرگان بر عاقبت چون لاله تيره‌دل مىشوند ، و چون نارك اقرع تهىدست . فتيله به روغن چراغ روشن شود ، اما چون در روغن غرق گردد ، مرده شود . قاضى شروانى در حق خواجه شمس الدين گفت ، شعر : زمانه كور نبودى به بخت خواجه وزير * اگرنه گوش وزير زمانه كر بودى معلمت . . . سورت . . . اندود دست * معلمى سره بودى اگرنه خر بودى همچنين در حق شمس الدين گفته است ، شعر : ( 134 ر ) بنزد خواجه بردم درج شعرى * كه شعرى با بلندى بود ازو پست مرا از ديگران نشناخت خواجه * به هشيارى همانا بود سرمست درو بود اعتقاد من به كرى * ندانستم كه مسكين كور هم هست صاحب عالم ، كمال الدين صدر الاسلام ابو شجاع زنگانى ، كه در عهد سلطان طغرل مسند وزارت به وى فرق فرقد و پيكر خورشيد آسمان شد ، و دست وزارت به مكان او چون دست موسى ، عليه السلام ، منور آمد ، در عهد امير حاجب عبد الرحمن مستوفى و مشرف او بود . امير حاجب عبد الرحمن به وساطت و سفارت او به درگاه آمد ، با همه حيزوانت « 1 » و تكبر ، امير حاجب محكوم او بود ، به حكم آنكه با سلطان مسعود همدم شده بود ، هر در كه بسته بود ، به بركات نفس او گشاده مىشد . چون آفتاب صيقل آينهء آسمان دولت ( 134 پ )

--> ( 1 ) - و انانت ( هاش ) .